با ما همراه باشید

این ویدیو بخشی از پرونده‌ای‌ست که در آرت‌تاکس به مناسبت جشنواره‌ی کن درباره‌ی مهم‌ترین فیلم‌سازان این دوره تدارک دیدیم. در این ویدیوی دو قسمتی، محمدحسین مهدویان در مورد سینمای تارانتینو، شیوه‎ی روایت، ویژگی‌های بصری آثار او و البته تاثیر این فیلم‌ساز سرشناس بر کارهای خودش سخن می‌گوید.

برای دیدن بخش اول تحلیل سینمای تارانتینو به روایت محمدحسین مهدویان کلیک کنید

نسخه‌ی مکتوب بخش دوم ویدیوی کوئنتین تارانتینو به روایت محمدحسین مهدویان را در ادامه بخوانید:

اگر از فیلم‌سازی‌ات لذت نبری، تماشاگر هم لذت نحواهد برد

نکته‌ی دیگری که تارانتینو را برای من شگفت‌انگیز می‌کند، احساس فیلم‌ساز است، واضح‌تر بگویم اعتمادبه‌نفسی که از اجرای میزانسن‌هایی که ‍پیش‌تر به‌ آن‌ها فکر کرده، می‌آید.

این یک مسأله‌ی درونی‌ست که تو در آغاز از فیلم‌ساز الهام‌ می‌گیری، دریافت می‌کنی و در ادامه در فیلم‌هایش می‌فهمی فیلم‌ساز چنین دریافتی از سینمای خودش دارد. این‌ها که گفتم یکی از جذاب‌ترین ویژگی‌های شخصیتی تارانتینو برای من است. در کنار این‌ها شیفتگی تارانتینو درباره‌ی سینماست که بارها در مصاحبه‌هاش از آن صحبت کرده است.

از تارانتینو آموختیم که باید عاشق سینما باشی تا بتوانی فیلم خوب بسازی، اگر خودت در مقام کارگردان از لحظه، لحظه‌ی فیلم‌سازی‌ات لذت نبری تماشاگر هم لذت نخواهد برد. هرگاه یاد پشت صحنه‌ی سکانس رقص در پالپ فیکشن می‌افتم که تارانتینو شیداگونه کارگردانی می‌کند خودم هم به وجد می‌آیم که کارگردانم و این شغل می‌تواند من را سر ذوق بیاورد.

خون فیلم‌های تارانتینو را شگفت‌انگیز کرده

از دیگر نکاتی که می‌توانیم درباره‌ی آثار تارانتینو بگوییم: تاثیر خون در سینمای اوست. ما همیشه وقتی درباره‌ی بیک فیلم حرف می‌زنیم می‌گوییم: «فلان فیلم خون دارد یا نه؟». طبعن وقتی این جمله را می‌گوییم منظورمان این نیست که در میزانسن‌های فیلم لزومن خون بببینیم. بلکه از یک مایه‌ی حیات‌بخش و پرحرارت در زیر ‍پوست فیلم حرف می‌زنیم.

غیر از این فیلم‌های تارانتینو روی پرده هم خون دارد و این خون شگفت‌انگیز کرده صحنه‌های فیلم‌هاش را. ارجاعتان می‌دهم به صحنه‌ی درگیری در فیلم «کیل را بکش!»، سکانس درگیری هشتادوهشت نفر، جایی که اما تورمن شمشیر به دست قرار است با آن دسته‌ی هفتادهشتاد نفره‌ی کشت‌وشلواری بجنگد. آن صحنه آن‌قدر شگفت‌انگیز است که از یک‌جایی به بعد بوی خون را هم احساس می‌کنی!

در کنار دومین بخش از کوئنتین تارانتینو به روایت محمدحسین مهدویان ببینید:

کوئنتین تارانتینو به روایت علی مسعودی‌نیا (بخش اول) | برهم‌زدن دوگانگی کلاسیک خیر و شر

سینما خون نیاز دارد!

این قاعده برای خودم هم صادق است: لذت‌بخش‌ترین صحنه‌هایی که کارگردانی کرده‌ام، صحنه‌هایی‌ست که در آن‌ها خون است. همیشه به بچه‌های پ‍شت‌صحنه می‌گویم:‌ «یک بطری خون به من بدهید!» این بطری خون جدا از خون‌هایی‌ست که بچه‌های صحنه استفاده می‌کنند.

امیدوارم از این جملات من تعبیر دیگری نشود چون ما سینمای مهربان و خودمانی بگویم سوسولی داریم! تا یک مقدار خون در فیلم‌ها دیده می‌شود می‌گویند فلانی خشونت‌طلب است در حالی که من اگر خون، خون واقعی، ببینیم از حال می‌روم! با این همه  تماشای خون را در فیلم دوست دارم و به شکل بی‌رویه‌ای از خون استفاده می‌کنم. البته دوست دارم بیش‌تر از این‌ها باشد اما حس می‌کنم سینمای ایران تحمل بیش‌تر از این را ندارد و این بد است.

سینما بعضی وقت‌ها به خون نیاز دارد. اما همان‌طور که گفتم من همیشه یک بطری خون همراهم دارم که وقتی بچه‌های صحنه کارشان تمام شد خودم به‌ جاهایی که می‌خواهم خون اضافه کنم و البته به وقت تماشای فیلم روی پرده از آن لذت هم می‌برم!

ما را از شجاع بودن می‌ترسانند

مسأله‌ی دیگری که تارانتینو به من آموخت: استفاده از همه‌ی ویژگی‌ها برای یک فیلم است. تو از همه‌ی لنزها و حرکات دوربین استفاده کنی و بدانی هیچ‌چیزی زشت نیست. یادم است زمانی که در انجمن سینمای جوان بودم به ما می‌گفتند زوم‌کردن ارزش هنری-سینمایی چندانی ندارد و باید به‌جای آن از دالی و ترکینگ استفاده کنیم.

حالا که به آن روزها فکر می‌کنم خنده‌ام می‌گیرد که چرا این حرف‌ها را به ما می‌زدند -البته هنوز هم در آموزشگاه‌های سینمایی به هنرجوها می‌گویند- واقعن ما را می‌ترساندند که شجاع باشیم و از همه‌ی کیفیت‌های بصری در فیلم‌مان استفاده کنیم.

در کنار دومین بخش از کوئنتین تارانتینو به روایت محمدحسین مهدویان ببینید:

مصاحبه با کوئنتین تارانتینو در مورد روزی روزگاری در هالیوود | فیلم‌سازی در آتش

زوم شلاقی: بی‌ارزش از نظر روشن‌فکرها، زیبا از نظر تارانتینو

در همین مورد به یک میزانسن در فیلم «کیل را بکش۲» اشاره کنم: وقتی در پایان اما تورمن به بیل می‌رسد، وارد خانه می‌شود و دخترش را می‌بیند. در این لحظه به قول قدیمی‌های سینمای ایران، تارانتینو از یک زوم شلاقی استفاده می‌کند. مدل زومی که بیش‌‌تر در فیلم‌فارسی‌ها، فیلم‌های سینمای هند و هونگ‌کونگ شاهدش هستیم.

روشن‌فکرهای سینما، به‌خصوص در سینمای ایران همیشه این حرکت را حرکت سخیف و بی‌ارزشی از نظر هنری می‌دانستند. من با خودم گفتم وای! من این‌ها را در فیلم‌‌فارسی‌ها و هندی‌ها دیده بودم و تحت تاثیر آن آموزش‌ها سعی می‌کردم ازشان استفاده نکنم با این‌که بسیار به نظرم زیبا بود.

شکستن تابوهای سینما در ایران به لطف تارانتینو

سکانس دیگری که تارانتنیو از این تکنیک بهره می‌برد همان سکانس درگیری هشتادوهشت نفره در «بیل را بکش» است. او با استفاده از همین زوم و زوم-بک‌ها بر حضور تعدادزیاد افراد در درگیری تاکید می‌کند. ما دوباره و با تارانتینو این‌ها را کشف کردیم و فهمیدیم. و بعد از خودم پرسیدم چرا ما از این قابلیت بی‌نظیری که لنز زوم به ما می‌دهد و به نظرم یکی از مهم‌ترین اختراعات تاریخ سینماست، استفاده نکنیم؟

من چه «ایستاده در غبار»و «ماجرای نیم‌روز» چه در فیلم‌های بعدی‌ام از این تکنیک استفاده کردم و امروز می بینم در سینمای خودمان بعد از مدت‌ها از این قابلیت لنز زوم استفاده می‌کنند. بابت این اتفاق خوش‌حالم چرا که می‌بینم قبح این‌جور چیزها ریخته شده است.

من خودم واقعن این را تحت تاثیر تارانتینو در سینمای خودم آوردم و فکر می‌کنم نتیجه هم داده چرا که بعد از سال‌ها از لنز زوم در سینمای ایران استفاده می‌شود. فکر می‌کنم آخرین باری که در سینمای خودمان از لنز زوم استفاده شد دهه‌‌ی شصت بود!

در کنار دومین بخش از کوئنتین تارانتینو به روایت محمدحسین مهدویان ببینید:

نقد فیلم روزی روزگاری در هالیوود از نگاه منتقدان ورایتی و گاردین

نقش موسیقی در آثار تارانتینو

نکته‌ی دیگری که می‌خواهم از آن حرف بزنم استفاده‌ی تارانتینو از موسیقی است. یک جاهایی تنه به تنه‌ی کلیپ‌ها می‌زند و تارانتینو اصلن ابایی از این موضوع ندارد. در «بیل را بکش» یک صحنه‌ای دختر به همراه بادی‌گاردهاش راه می‌روند و تارانتینو کات روی‌ محور می‌زند به‌طوری که حس می‌کنی او به بیش‌ترین تاثیر احساسی در لحظه فکر می‌کند و هیچ‌چیزی غیر این در ارزش هنری فیلم برایش اهمیت ندارد.

اسلوموشن‌های تارانتینو: هیجان‌انگیز و باشکوه

از دیگر ویژگی‌های بصری آثار تارانتینو می‌توان به استفاده‌ی او از اسلوموشن اشاره کرد. یک نمونه از این استفاده‌های هیجان‌انگیز در فیلم «کیل را بکش!» است: لحظه‌ی آمدن لوئیس سیلیو. این آمدن با استفاده از اسلوموشن آن‌قدر باشکوه و هیجان‌انگیز از آب درآمده که من دربه‌در دنبال یک سکانس در فیلمی هستم تا بتوانم آن را اسلوموشن کنم، به‌خصوص برای کاراکترها. نه لحظه‌های خاص. از آمدن و رفتن‌شان حتا.

در کنار دومین بخش از کوئنتین تارانتینو به روایت محمدحسین مهدویان ببینید:

مصاحبه با مارگو رابی و کوئنتین تارانتینو در مورد روزی روزگاری در هالیوود | روزی روزگاری در هالیوود شبیه هیچ فیلمی نیست!

در «ایستاده در غبار» من برای احمد متوسلیان از اسلوموشن استفاده کردم و هنگام تماشای فیلم این صحنه‌ها خیلی چسبید! البته فکر می‌کردم تنها خودم این شکلی‌ام که در «ماجرای‌ نیم‌روز»، دو سه نفر از بازیگران به من گفتند در این فیلم هم نمای اسلوموشن داری؟ پاسخم منفی بود چون جنس فیلم تفاوت داشت با این همه هنوز هم دنبال صحنه‌ای در فیلم هستم که بتوانم آن مدل اسلوموشن تارانتینویی را در آن به کار بگیرم.

هیچ‌چیزی در فیلم‎سازی قبیح نیست!

واقعن معتقدم که فیلم‌ساز اگر بخواهد فیلمی تاثیرگذار بسازد و یک تجربه‌ی سحرآمیز را با تماشاگرش به اشتراک بگذارد راهی جز این ندارد که در هر لحظه خودش را جای تماشاگر بگذارد و با او هم‌نشین شود و از هر روش تکنیکالی برای این هدف استفاده کند. بداند هیچ‌چیزی قبیح نیست، هیچ‌چیزی زشت نیست و هرروشی که بتواند شما را هیجان‌انگیز کند و به شور بیاورد و تجربه‌ی سینما را محقق کند مجاز و قابل استفاده است. این چیزهایی‌ست که من از سینمای تارانتینو آموختم و با شما به اشتراک گذاشتم.

4,967 بازدید کلی, 5 بازدید امروز

برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سینماآرت

طراح تولید سریال «پنی دردفول: شهر فرشته‌ها»: دوست دارم تولید این سریال ۲۰ سال طول بکشد! | Penny Dreadful Production Designer on Taking Down ‘Deadwood’ to Create 30s

پنی دردفول شهر فرشته ها

زیرنویس فارسی اختصاصی از آرت‌تاکس: در این گفت‌وگو طراح تولید سریال «پنی دردفول: شهر فرشته ها» از تحقیقات طولانی‌ مدت‌شان بر روی افسانه‌های دهه چهل میلادی و تلاش برای خلق حال و هوای لس‌آنجلس آن دوران می‌گوید.

از سریال «پنی دردفول: شهر فرشته ها» بیش‌تر بدانید:

اگر طرفدار سریال‌های فانتزی به خصوص در ژانر فانتزی وحشت هستید احتمالا با سریال پنی دردفول آشنایی دارید یا حداقل اسمش را شنیده‌اید. این سریال با بازی ریو کارنی، تیموتی دالتون و اوا گرین توانست طرفدارانی برای خودش دست و پا کند و محبوبیتی نسبی به ارمغان بیاورد.

نزدیک به چهار سال پس از پایان کار سریال، حالا اسپین‌آفی توسط خالق اصلی سریال فیلم‌نامه‌نویس مشهور یعنی جان لوگان (نامزد کسب اسکار برای آثاری چون هوانورد، گلادیاتور و هوگو) ساخته و پرداخته شده و قرار است به زودی آغاز به کار کند. «پنی دردفول : شهر فرشته ها» نزدیک به ۴۰ سال پس از اتفاقات سریال اصلی در دوران طلایی هالیوود می‌گذرد. لس‌آنجلس سال ۱۹۳۸، جایی است که با فولکلور و تنش‌های اجتماعی مکزیکی آمریکایی پیوند خورده است.

شخصیت‌های اصلی باید برای نابود کردن الهه‌ای با نام سانتا موئرته بجنگند. یکی از شخصیت‌های اصلی، کارآگاه تیاگو وگا با پرونده‌ی قتل‌هایی فجیع سر و کله می‌زند که در ادامه به بخشی از تاریخ لس‌آنجلس تبدیل می‌شوند. تیاگو و خانواده‌اش باید با نیروهای قدرتمندی که ممکن است آن‌ها را متلاشی کند، دست و پنجه نرم می‌کنند. بازیگران سریال شامل ناتالی دورمر (بازیگر بازی تاج و تخت)، نیتن لین (شیرشاه)، کری بیشه (بازیگر آرگو) و دنیل زواتو (بازیگر  از مردگان متحرک بترسید)، ستارگان اصلی این سریال هستند.

ببینید: ناتالی دورمر از «پنی دردفول: شهر فرشته‌ها» می‌گوید

‘Penny Dreadful’ Production Designer on Taking Down ‘Deadwood’ to Create 1930s Downtown Los Angeles

“Penny Dreadful: City of Angels” production designer Maria Caso describes how she and the show’s team took down the “Deadwood” set to recreate 1930s Downtown Los Angeles for Variety Artisans presented by HBO. The series follows Detective Tiago Vega and his partner Lewis Michener who, while chasing a murder suspect, fall into the rich history of Los Angeles that showcases the building of the city’s first freeways and its deep traditions of Mexican-American folklore.

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در توئیتر، تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

1,209 بازدید کلی, 19 بازدید امروز

ادامه مطلب

انتخاب سردبیر

برای پنجاه سالگی کریستوفر نولان: او شوالیه‌ی سینماست!

سینمای کریستوفر نولان

برای پنجاه سالگی کریستوفر نولان | او شوالیه‌ی سینماست!

برخلاف باور عده‌ای که معتقدند سینمای کریستوفر نولان نوجوان‌پسند است و از نوجوان‌پسندبودن به عنوان عیب یاد می‌کنند! آن‌هایی که معتقدند او از فرم پیچیده‌نما بهره می‌گیرد تا سرپوشی بگذارد بر مفاهیم ساده‌ای که در پس فیلم‌هاش در جریان‌ند. سعی می‌کنم کوتاه توضیح دهم این‌گونه نیست و سینمای او پر از المان‌هایی‌ست که برای سینه‌فیل‌ها اقناع‌کننده جلوه می‌کند.

در نخستین مواجهه با هر فیلمی ابتدا سعی می‌کنیم درکی از مختصات داستانی – روایی آن به دست بیاوریم. داستان درباره‌ی چیست؟ این نخستین سوال ما در مواجهه با آثار سینمایی‌ست. اتهام نولان این است که او در پس پلات‌های پیچیده دنبال گفتن حرف‌های ساده است گرچه این ادعا در ابتدا درست می‌نماید اما باید از زاویه‌ی دیگری نگاه کرد.

کافی‌ست یک بار به فیلم های محبوب نولان ‌‌ (روی هشتگ بزنید) نگاه کنید: او و برادرش جاناتان، به عنوان دست‌ راست او در نگارش فیلم‌نامه، وام‌دار سینمای کلاسیک‌ از حیث شخصیت‌پردازی‌ند. قصه‌هایی با جوهره‌های یک خطی که در روایت و پیش‌برد پلات مدرن شده. نولان مثال نقض جمله‌ی معروف هنری جیمز است که پلات یعنی شخصیت و شخصیت یعنی پلات.

از سوی دیگر تقلیل سینمای نولان تنها و تنها به قصه‌گویی، نادیده‌انگاشتن جنبه‌ای‌ست که او در تمام این سال‌ها تلاش کرده آن را بیش‌تر رعایت کند: سینما بودن. لحظه‌ای چشمان‌تان را ببندید و فیلم‌های او را به یاد بیاورید. چند پلان آیکونیک در ذهن‌تان نقش می‌بندد؟ بگذارید کمی کمک‌تان کنم. صحنه‌ی پایانی «سرآغاز / Inseption»، لحظه‌ی گریستن متیو مک‌کاناهی در «میان‌ستاره‌ای»، سکانس غرق‌شدن سربازان و آتش‌گرفتن دریا در «دانکرک» و … در هر فیلم نولان پلانی هست که بیرون از قصه می‌ایستد. بیرون از قصه ایستادن ممکن نیست مگر با کارگردانی درست و احترام به سینما. آندره مالرو می‌نویسد: «هر فیلمی که ساخته می‌شود باید به دفاع از سینما برخیزد.». فیلم‌های نولان همگی به دفاع از سینما برخواسته‌اند. او شوالیه‌ی سینماست.

نوشته‌ی عرفان شفیع‌پور

در کنار مطالعه‌ی مولفه‌های سینمای کریستوفر نولان ببینید:

هشت راز کارگردانی کریستوفر نولان

 

A guide for the films of Christopher Nolan

1. Gothic Worlds with Manipulated Time
2. Conflicted Men in Suits Often in Aquatic Peril
3. Contrasting Psychological Themes: Order Vs. Chaos, Dreams Vs. Reality, Identity Vs. Self Deception
4. Large Format & IMAX Cinematography with Mind Bending Visuals And Practical Special Effects
5. The Arc Shot
6. And Always a Steady Hand

 

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در توئیتر، تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

 

5,297 بازدید کلی, 33 بازدید امروز

ادامه مطلب

ستاره‌ها

برای تولد استنلی کوبریک: همه‌ی آن‌چه باید از «۲۰۰۱: ادیسه‌ی فضایی» بدانید | Stanley Kubrick; The Humanity behind the Technic

استنلی کوبریک ادیسه فضایی

آرت‌تاکس – گروه سینمای جهان: به مناسبت نود و دومین سال‌روز تولد استنلی کوبریک همه‌ی آنچه که باید از ساخته‌ی اعجاب‌انگیز او، «۲۰۰۱: ادیسه فضایی» بدانید را در این مطلب بخوانید:

برای تولد استنلی کوبریک | همه‌ی آن‌چه باید از «۲۰۰۱: ادیسه فضایی» بدانید

۱) فیلم‌برداری این اثر در لندن و در دسامبر ۱۹۶۵ شروع شد و هدف این بود که تا کریسمس ۱۹۶۶ به پایان رسیده و اکران شود. رابرت اچ. اوبرایان، رئیس مترو گلدوین مایر، در سپتامبر ۱۹۶۶ به ورایتی گفت که اکران این فیلم به تعویق افتاده و بودجه‌ی ۶ میلیون دلاری آن کافی نیست. او ادامه داد: «استنلی فرد صادقی است و به راحتی اعتراف کرد که انتظار نداشت در بخش جلوه‌های ویژه‌ی تا این حد به دردسر بیافتد. ما می‌توانستیم بگوییم که باک راجرز با ۶ میلیون دلار این فیلم را بسازد اما با یک میلیون دلار بیش‌تر، به آن چه که از پیش برنامه‌ریزی کرده بودیم رسیدیم. آیا باید به او می‌گفتیم که بودجه‌اش بیش‌تر از ۶ میلیون نمی‌تواند باشد؟ چرا باک راجرز را با ۶ میلیون دلار بیاوریم وقتی می‌توانیم کوبریک را با ۷ میلیون دلار داشته باشیم؟». در نهایت اما بودجه‌ی مصرفی این فیلم به ۹.۵ میلیون دلار رسید.

ببینید: چرا کوبریک به سراغ فیلم پرتقال کوکی رفت؟

۲) آرتور سی.کلارک:‌ «زمان‌هایی بود که استنلی کوبریک همه را بیرون می‌کرد و تنها او و فیلم‌بردار می‌دانستند که چه چیزی فیلم‌برداری می‌شود.». او ادامه می‌دهد: «من و کوبریک رمان و فیلم‌نامه را هم‌زمان نوشتیم. اساس این داستان بسط داستان کوتاهی‌ست که من ۲۰ سال پیش نوشته بودم. ما «تقریباً تمام سال ۱۹۶۴ را به نوشتن و بحث درباره‌ی این پروژه گذراندیم. سال بعد هم با ویرایش فیلم‌نامه، شنیدن نصیحت‌های فنی اداره کل ملی هوانوردی و فضا (ناسا) و حدود ۴۰ شرکت و هم‌چنین سایر کارهای فیزیکی آماده‌سازی فیلم سپری شد.»

۳) بیش از ۲۰۰ سکانس جلوه‌های ویژه در فیلم وجود داشت. کوبریک نمودارهای غول‌آسایی را به دیوار زده بود که همه‌ی عملیات‌های فضایی را دنبال و مشکلات احتمالی را بررسی می‌کرد. او همکاری بسیار نزدیکی با ناسا، به ویژه با بچه‌های برنامه‌ی آپولو و دیک اسلِیتون، داشت.

۴) واکنش منتقدان ترکیبی از تحسین و نفی بود. بسیاری از منتقدان شکایت کرده بودند که سیر روایی داستان هیچ معنی‌ای ندارد و برخی هم زیر بار توضیح کوبریک نرفتند که گفته بود:

«من می‌خواستم بیانیه‌ای غیرشفاهی بسازم که بتواند افراد را در سطح‌های غریزی، احساسی و روانی تحت تاثیر قرار دهد.»

۵) مترو گلدوین مایر محض احتیاط می‌خواست این فیلم که به آرامی داشت در سینماهای ایالات متحده اکران می‌شد ورد زبان‌ها باشد. برای همین این استودیو لیستی از طرفداران این فیلم را که شامل پل نیومن، جوآن وودوارد، وارن بیتی، میک جگر، جان لنون، مایک نیکولز، هنری فوندا و استنلی دونن بود تهیه کرد.

Stanley Kubrick; The Humanity behind the Technic

“2001: A Space Odyssey” began filming in London in December 1965, aiming for a Christmas 1966 release. Writer Arthur C. Clarke told Variety reporter Jerry Beigel that Kubrick’s secrecy was not a PR stunt. “There were times when he cleared the entire set, and only he and the cameramen know what was filmed.” Clarke said he and Kubrick wrote the novel and screenplay simultaneously, expanding on a short story by Clarke 20 years earlier. Writer Arthur C. Clarke told Variety reporter Jerry Beigel that Kubrick’s secrecy was not a PR stunt. “There were times when he cleared the entire set, and only he and the cameramen know what was filmed.” Clarke said he and Kubrick wrote the novel and screenplay simultaneously, expanding on a short story by Clarke 20 years earlier. Critical reaction was mixed. Many reviewers complained that the plot made no sense, and some balked at Kubrick’s explanation, “I wanted to make a non-verbal statement, one that would affect people on the visceral, emotional and psychological levels.”

از مجموعه تحلیل‌گران عصر ارتباطات بیش‌تر ببینید:

آرت‌تاکس را در توئیتر، تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید

کیدتاکس Kidtalks.ir | کیدتاکس رسانه تصویری کودکان و نوجوانان

تک‌تاکس Techtalks.ir | اولین رسانه تصویری فناوری اطلاعات و ارتباطات ایران

4,266 بازدید کلی, 22 بازدید امروز

ادامه مطلب

محبوب‌ترین‌ها